بریده‌ای داستان کوتاه "من نبودم" - تاریخ: 1405/6/26 ساعت: 10:15
.... عنکبوتی شده بودم که توویِ تارهایِ از هم دررفتهء خودش دست وپا می‌زد. طعمه شده بودم. تصمیم می‌گرفتم خودم را بخورم!! چندین بارهم امتحان کردم. مزهء مزخرفی داشتم.!!! تلخ نبودم. نمی‌دانم نامش را چه بگذارم. تا به‌حال تجربه‌اش نکرده بودم. پشتِ سرِ هم عُق می‌زدم و خودم را بالا می‌آوردم و باهمین سیرٍمفلو...
تسلیت میگم حادثه زلزله‌کرمانشاه و همدردی می‌کنم با مردم پل‌ذهاب، قصر شیرین و - تاریخ: 1405/6/26 ساعت: 10:15
زجر دارد می کشد یک زن به زیر خشت هاشهر را پر کرده از ماتـم، صـدای شیونـشباور دل کندن از آغوش مـادر مشکل استمثـل کابوس است اندوه بـزرگ رفتنش مادري در زير آوار است و ميبينم هنوزدست آواري بجاي دست من بر گردنش ...روزهای کودکی بر شانه های او گذشتمن فدای آن "خدا پشت و پناهت" گفتنشخانه از هرم نفسهايش هميشه...
تسلیت میگم حادثه زلزله کرمانشاه و همدردی میکنم با مردم پلذهاب، قصر شیرین و کشور همسایهمون عراق - تاریخ: 1401/4/17 ساعت: 22:00
خاك كرمانشاه لبريز است از عطر تنشمرگ مي رويد مدام از سرخي پيراهنش زجر دارد می کشد یک زن به زیر خشت هاشهر را پر کرده از ماتـم، صـدای شیونـش باور دل کندن از آغوش مـادر مشکل استمثـل کابوس است اندوه بـزرگ رفتنش مادري در زير آوار است و ميبينم هنوزدست آواري بجاي دست من بر گردنش ... روزهای کودکی بر شانه ها...
ما حرفهایِ فلسفیِ رو به دیواریم .... - تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 3:25
ما انتهایِ بازیِ دنیارو از حفظیماز این هبوطِ پُرهیاهو سخت بیزاریماز جبر میترسیم و راهِ اختیاری نیستما حرفهایِ فلسفیِ رو به دیواریم حامد خنجری بریدهای از یک غزل ترانه برچسبها: حامدخنجری, عیدنک, شعر, شاعر, نویسنده
شکار - تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 3:25
پنجه افكندهای به جانِ غزل ،با پلنگي كه در نگاهت هست....زل بزن توویِ مردمكهايمتا بدانی "شكار" يعنی چه همیلا محمدیبرچسبها: حامدخنجری, عیدنک, شعر, شاعر, نویسنده
بریدهای داستان کوتاه "من نبودم" - تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 3:25
.... عنکبوتی شده بودم که توویِ تارهایِ از هم دررفتهء خودش دست وپا میزد. طعمه شده بودم.تصمیم میگرفتم خودم را بخورم!!چندین بارهم امتحان کردم.مزهء مزخرفی داشتم.!!! تلخ نبودم. نمیدانم نامش را چه بگذارم. تا بهحال تجربهاش نکرده بودم.پشتِ سرِ هم عُق میزدم و خودم را بالا میآوردم و باهمین سیرٍمفلوکانه روز را...
کفارههای دروغ - تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 3:25
حامد خنجری میترسم عمرم قد ندهدکفاره هاےِ دروغم را بدهم!!!سہ سال استبہ خودم میگویم :هستے حامد خنجری عیدنکشهریور ۹۴برچسبها: حامدخنجری, عیدنک, شعر, شاعر, نویسنده
زخمِ دمادم - تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 3:25
ای حیله رانده شدنِ حضرتِ آدمآشوبِ من ای زجرِ من ای زخمِ دمادم حامد خنجری ابتدایِ از یک غزل
بریده‌ای داستان کوتاه "من نبودم" - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 12:56
.... عنکبوتی شده بودم که توویِ تارهایِ از هم دررفتهء خودش دست وپا میزد. طعمه شده بودم.تصمیم میگرفتم خودم را بخورم!!چندین بارهم امتحان کردم.مزهء مزخرفی داشتم.!!! تلخ نبودم. نمیدانم نامش را چه بگذارم. تا بهحال تجربهاش نکرده بودم.پشتِ سرِ هم عُق میزدم و خودم را بالا میآوردم و باهمین سیرٍمفلوکانه روز را...