.... عنکبوتی شده بودم که توویِ تارهایِ از هم دررفتهء خودش دست وپا میزد. طعمه شده بودم. تصمیم میگرفتم خودم را بخورم!! چندین بارهم امتحان کردم. مزهء مزخرفی داشتم.!!! تلخ نبودم. نمیدانم نامش را چه بگذارم. تا بهحال تجربهاش نکرده بودم. پشتِ سرِ هم عُق میزدم و خودم را بالا میآوردم و باهمین سیرٍمفلوکانه روز را شب میکردم.... #حامدخنجری_عیدنک بریده از داستان کوتاهِ مننبودم نوشته حامد خنجری
برچسب:
نویسنده: باران رستگار