خرید بک لینک
.... عنکبوتی شده بودم که توویِ تارهایِ از هم دررفتهء خودش دست وپا می‌زد. طعمه شده بودم. تصمیم می‌گرفتم خودم را بخورم!! چندین بارهم امتحان کردم. مزهء مزخرفی داشتم.!!! تلخ نبودم. نمی‌دانم نامش را چه بگذارم. تا به‌حال تجربه‌اش نکرده بودم. پشتِ سرِ هم عُق می‌زدم و خودم را بالا می‌آوردم و باهمین سیرٍمفلوکانه روز را شب می‌کردم.... #حامدخنجری_عیدنک بریده از داستان کوتاهِ من‌نبودم نوشته حامد خنجریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 10:15

زجر دارد می کشد یک زن به زیر خشت هاشهر را پر کرده از ماتـم، صـدای شیونـشباور دل کندن از آغوش مـادر مشکل استمثـل کابوس است اندوه بـزرگ رفتنش مادري در زير آوار است و ميبينم هنوزدست آواري بجاي دست من بر گردنش ...روزهای کودکی بر شانه های او گذشتمن فدای آن "خدا پشت و پناهت" گفتنشخانه از هرم نفسهايش هميشه گرم بودسرد و خاموش است امشب چشمهاي روشنشگرچه ما را در عذاب غربت خود سوخته ست"باد بوی آشنا می آورد از مدفنش"فرزاد فتحیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 10:15

خاك كرمانشاه لبريز است از عطر تنشمرگ مي رويد مدام از سرخي پيراهنش زجر دارد می کشد یک زن به زیر خشت هاشهر را پر کرده از ماتـم، صـدای شیونـش باور دل کندن از آغوش مـادر مشکل استمثـل کابوس است اندوه بـزرگ رفتنش مادري در زير آوار است و ميبينم هنوزدست آواري بجاي دست من بر گردنش ... روزهای کودکی بر شانه های او گذشتمن فدای آن "خدا پشت و پناهت" گفتنش خانه از هرم نفسهايش هميشه گرم بودسرد و خاموش است امشب چشمهاي روشنش گرچه ما را در عذاب غربت خود سوخته ست"باد بوی آشنا می آورد از مدفنش" فرزاد فتحی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: جمعه 17 تير 1401 ساعت: 22:00

ما انتهایِ بازیِ دنیارو از حفظیم
از این هبوطِ پُرهیاهو سخت بیزاریم
از جبر میترسیم و راهِ اختیاری نیست
ما حرفهایِ فلسفیِ رو به دیواریم

حامد خنجری

بریدهای از یک غزل ترانه


برچسبها: حامدخنجری, عیدنک, شعر, شاعر, نویسنده

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 3:25

پنجه افكندهای به جانِ غزل ،
با پلنگي كه در نگاهت هست....
زل بزن توویِ مردمكهايم
تا بدانی "شكار" يعنی چه

همیلا محمدی


برچسبها: حامدخنجری, عیدنک, شعر, شاعر, نویسنده

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 3:25

.... عنکبوتی شده بودم که توویِ تارهایِ از هم دررفتهء خودش دست وپا میزد. طعمه شده بودم.
تصمیم میگرفتم خودم را بخورم!!
چندین بارهم امتحان کردم.
مزهء مزخرفی داشتم.!!! تلخ نبودم. نمیدانم نامش را چه بگذارم. تا بهحال تجربهاش نکرده بودم.
پشتِ سرِ هم عُق میزدم و خودم را بالا میآوردم و باهمین سیرٍمفلوکانه روز را شب میکردم....

#حامدخنجری_عیدنک
بریده از داستان کوتاهِ مننبودم نوشته حامد خنجری


برچسبها: حامدخنجری, عیدنک, شعر, شاعر, نویسنده

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 3:25

حامد خنجری میترسم عمرم قد ندهد
کفاره هاےِ دروغم را بدهم!!!
سہ سال است
بہ خودم میگویم :
هستے

حامد خنجری عیدنک
شهریور ۹۴


برچسبها: حامدخنجری, عیدنک, شعر, شاعر, نویسنده

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 3:25

ای حیله رانده شدنِ حضرتِ آدم
آشوبِ من ای زجرِ من ای زخمِ دمادم

حامد خنجری
ابتدایِ از یک غزل

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 3:25

.... عنکبوتی شده بودم که توویِ تارهایِ از هم دررفتهء خودش دست وپا میزد. طعمه شده بودم.
تصمیم میگرفتم خودم را بخورم!!
چندین بارهم امتحان کردم.
مزهء مزخرفی داشتم.!!! تلخ نبودم. نمیدانم نامش را چه بگذارم. تا بهحال تجربهاش نکرده بودم.
پشتِ سرِ هم عُق میزدم و خودم را بالا میآوردم و باهمین سیرٍمفلوکانه روز را شب میکردم....

#حامدخنجری_عیدنک
بریده از داستان کوتاهِ مننبودم نوشته حامد خنجری

برچسبها: حامدخنجری , عیدنک , شعر , شاعر , نویسنده

برچسب: نویسنده: باران رستگار تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 12:56

صفحه بندی